تو سربازی یاد میگیری که
• چطور میتونی تو این مملکت خر تو خر زندگی کنی
• چطور میتونی با حداقل امکانات زندگی کنی
• چطور میتونی کل کارات رو خودت بکنی
• چطور میتونی افراد غیر قابل تحمل رو تحمل کنی
• چطور میتونی پوست کلفت بشی
• چطور میتونی غذای آشغال رو بخوری و از سو تغذیه نمیری
سلام ،الان ساعت ۲۱ روز ششم اردیبهشته.من تو کافی نت شهرک بی آر کیو نشستم ودارم این پست رو می نویسم.تازه الان از آموزشگاه برگشتم.سرویس شدیم بابا!!!!از ساعت ۵.۳۰ صبح میرم مرکز کامپیوتر تا ساعت ۱.۳۰ سرم تو کیسه!!! بعدش هم میام ناهار میخورم و ساعت ۱۶ میرم آموزشگاه تاااااا۹ شب ،بعدش هم خسته و کوفته میام خوابگاه و شام میخورم،بعدش هم تا ساعت ۱۱ شب کتاب میخونم و بعدش هم میخوابم تا ۵.۳۰ صبح.فرداش دوباره روز از نو و روزی از نو!!!!!آخه اینم شد زندگی؟!!!
بعد از پایان دوره آموزشی سربازی افتادم بندر عباس !!!!از پنجم هم باید اونجا باشم.نمی دونم چرا راجع به بندر عباس احساس خوبی دارم.با اینکه تا حالا اونجا نبودم.شاید بخاطر این باشه که هر کی رفته اونجا میگه که جای باصفائیه.تنها مسئله اش اینه که خیلی دوره.نمیدونم رفتم اونجا چی به حال و روزم میاد.شاید یه کار نیمه وقت پیدا کنم برای بعد از ظهرها.در ضمن اونجا به کامپیوتر هم احتیاج دارم .شاید هم برم تو کار بزینس کالا های کامپیوتری.
به هر حال تا هفته دیگه همه چی مشخص میشه.
امروز 28/10/85 است.ساعت 13 از پادگان مرخصی گرفتم و اومدم خونه.امروز اتفاق های جالبی تو پادگان افتاد.که من به اونا اشاره می کنم:
1.برای رفتن به مرخصی رفتم بالا و ساکم رو برداشتم وقتی داشتم از پله ها پایین میومدم برای خودم شعر ابی رو سوت میزدم و تو حال خودم بودم. همین که به پاگرد رسیدم دیدم ای داد!!!!سرکار ترکی (سرگروهانمون)داره میاد . یهو گفت کیه که داره سوت میزنه؟من که ترسیده بودم گفتم ببخشید سرکار .نمی دونستم شما دارید تشریف می آرید!!!!!!
گفت همونجا حالت شنا بگیر و 50 تا شنا برو و با صدای بلند بشمار .من بدبختم تو پاگرد راه پله 50 تا شنا رفتم!!!!!!!!!!!
2. تو خوابگاه نشسته بودیم وگرم صحبت با بچه ها. یهو سرکار ترکی وارد شد و و با عصبانیت گفت:چرا بیرون به خط نشدین ؟مگه صدای سوت رو نمیشنوین؟ ما هم که از دنیا بیخبر و مشغول مباحثه با هم بودیم گفتیم :سرکار ما صدای سوت نشنیدیم!!!!
گفت از همینجا سینه خیز میرین بیرون پیش بقیه. ماهم کل راهروی یگان رو با بدبختی هر چه تمام تر سینه خیز رفتیم!!!!!!



