تبليغاتX
وبلاگ خسرو خیری

وبلاگ خسرو خیری

این وبلاگ به مسائل اجتمایی و فرهنگی وهمچنین مطالب علمی می پردازد.

متاسفانه پلیس در کشور ما اکثر توانایی خود را در برخورد با بد حجابی و دستگیری دختران و پسران در کافی شاپ ها .مبارزه با آلودگی صوتی وماهواره بکار می گیرد.واقعا تعجب آور است.این همه جرم و جنایت در هر روز در این مملکت رخ میدهد.اما پلیس ما!!!

ذکر چند نکته را ضروری میدانم :

پلیس کار آمد به پلیسی گفته میشود که شهامت وشجاعت درگیری با دزدان وقاچاقچیان واشرار مسلح که به جان و مال و ناموس مردم تجاوز میکنند داشته باشد تا بتوان امنیت را در سطح جامعه برقرار کرد .فرض بر این که آقایان میفرمایند امنیت اخلاقی را در جامعه میخواهند برقرار سازند . من سوالم این است اولویت امنیتها با کدامیک است ؟آیا امنیت اجتماعی وجانی مهتر است یا بیرون آمدن موی یک دختر؟آیا در یک شهر کوچک در روز جلوی دهها قتل و قاچاق و آدمربایی و کودک آزاری گرفته شود بهتر است یا اینکه دختران همه چادر بر سر بگذارند؟

پس حتی اگر با اصل" امنیت اخلاقی پلیس" مشکلی نداشته باشیم میبینیم که در برخورد نیروی انتظامی تناقض وجود دارد.زیرا اولویتهای بسیار بسیار مهمتر فدای اولویت های پایین وحتی بی اهمیت میشوند.

نکته دیگر این است که بخش عظیمی از نیروهای پلیس کشور از فیزیک مناسب و آموزشهای پلیسی مناسب

برخوردار نیستند.مثلا ما در تلوزیون میبینیم که مثلا فلان سردار عجب قد کوتاه و شکم برآمده ای دارد انگار که در طول عمر خود حتی یکبار هم ورزش نکرده است و فقط پلو مرغ زده است.حال این فرد چگونه میخواهد با تفنگداران دریایی آمریکا که هر کدام کماندویی همه فن حریف هستند بجنگد؟!!!پس یکی از علل ناتوانی پلیس در اجرای واقعی وظایف خود همین است. بنا براین پلیسی که میبیند تواناثیی برخورد با اوباش و اشرار را ندارد برای اثبات وجود خود به کارهای بیخطر روی می آورد (دستگیری دختران وپسران  بدحجاب و ...)

نکته دیگر این است که آقایان پلیس که تمام تلاششان مبارزه با ماهواره وبد حجابی و آلودگی صوتی است.دیگر چرا این همه خودروی گرانقیمت بنز وارد کردند و پول بیت المال را حیف کردند. آیا این کار را با پیکان نمیتوانستند انجام دهند .بهتر نبود بنزها را آمبولانس تحویل میگرفتند تا حق الناس براورده شود؟

در مبارزه با اشرار مسلح جنوب  هم که کارنامه 30 ساله نیروی انتظامی کاملا مشخص است.

من از کسانی که عملکرد پلیس را مثبت ارزیابی میکنند یک سوال دارم ؟چرا بعد از 30 سال پس از انقلاب این همه روز به روز آمار جرم و جنایت و فساد وفحشاوطلاق و اعتیاد و فرار دختران از خانه بیشتر وبیشتر میشود؟"با در نظر گرفتن علل اجتماعی"

آیا میتوان چشمها را بروی واقعیات بست؟

اینها نظرات و انتقادات شخصی من است و ممکن است هر کسی با آن موافق یا مخالف باشد.توهینی در میان نیست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 22:9  توسط خسرو خیری  | 

دیروز سفر یک روزه ای به اردبیل داشتم بنظرم اومد که نکات جالبی که من تو این سفر دیدم رو بنویسم:

1)مسیر 75 کیلومتری از آستارا تا اردبیل یک مسیر فوق العاده زیبا و مهییج هست .این جاده کوهستانی ودارای پیچ و خم های بسیار زیاد میباشد و بهتر است کسی در این جاده براند که راننده حرفه ای و با تجربه زیاد باشد.

2)مسیر آستارا تا اردبیل  در منطقه مرزی واقع شده است و از مناظر بی نظیری برخوردار است.

3)به نظر من شهر اردبیل شهر شلوغ و پر ترافیکی نیست و از بار ترافیکی وجمعیتی استانداردی برخورداره.

4)نکته جالب توجه اینه که اونجا همه مردم ازدم با هم ترکی صحبت میکنند و حتی به جرات میتونم بگم که درصدی از مردم اونجا حتی فارسی هم بلد نیستند.من حدود 3 -4 ساعتی  تو دانشگاه محقق اردبیلی کارداشتم و دیدم کسایی که اونجان و با هم صحبت میکنن از دم ترکی صحبت میکنن و من هم هیچی نمی فهمم تا بخوام تو بحث هاشون شرکت کنم . انگار رفتی یه کشور دیگه با یه زبان دیگه!!!!

5)یه نکته ای که خیلی نظرمو بخودش جلب کرد این بود که تو اردبیل افراد میان  وماشینشونو بصورت دوبله پارک میکنن ومیرنن بدون توجه به اینکه اونهاییکه تو پارکن اگه بخوان برن تکلیفشون چیه؟!!!

6)چلو کباب های اردبیل خیلی معروفه اگه رفتین از دستش ندین.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 23:13  توسط خسرو خیری  | 

راستی چرا بالاترین آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای در کشور ماست؟

بنظر من عوامل زیر میتواند در این زمینه قابل بحث باشد:

1)عدم وجود جاده های استاندارد در کشور:مسیر حمل ونقل جاده ای کشور بشدت فرسوده می باشد وعلاوه بر این عدم رعایت اصول مهندسی در ساخت جاده های جدید در واقع یکی از این علل است .

2)وجود حجم کثیری از خودرو ها در سطح جاده ها :بطوریکه بالانس بین جاده  و تعداد خودروهای درحال تردد در آن وجود ندارد.از طرفی شرکتهای خودروسازی داخلی که راهی برای فروش محصولات خود حتی در افغانستان هم ندارند . تمام خودروهای بیکیفیت ساخت خود را وارد بازار داخلی میکنند.از طرفی هم خروج خودروهای فرسوده از رده دور از ذهن بنظر می رسد.حال میماند جاده های ثابت  و غیر استاندارد کشور و ترافیکی که بشدت به آن در حال اضافه شدن است.شلوغی وترافیک جاده ها علاوه بر اینکه بر راننده از نظر عصبی تاثیر منفی میگذارد بلکه آمار تصادفات  نیز بالا میرود.

3)عدم وجود فرهنگ صحیح رانندگی در بین بسیاری از مردم کشورمان حتی افراد آکادمیک:من فکر میکنم که این مساله از دو بحث قبلی به مراتب مهمتر است .متاسفانه بعضی ها فکر میکنند که راننده ماهر به کسی گفته میشود که این خصوصیات را داشته باشد:

-با حداکثر توان سرعتی خودروی خود حرکت کند ودر اینراه  چراغ دادن های متوالی و سبقت از سمت راست را فراموش نکند.

(این مورد ویژه تازه به دوران رسیده ها میباشد)

-در طول مسافرت همواره در پی اثبات توانایی های حرکتی ماشین خود بر دیگران بوده و در کل مسیر با زمین و زمان مسابقه داشته باشد.

-بی احتیاطی وبخطر انداختن جان خود و همراهانش و نیز سرنشینان سایر خودرو ها را حمل بر زرنگی بداند.

(پیشنهاد من به این دسته از افراد این است که بجای زرنگی در رانندگی و صف نان و صف شیر بیایند و در جاهای دیگر که حقشان را میلیاردی میخورند زرنگ باشند و به حقشان برسند!!!)

من خاطر نشان میکنم که موارد بالا نه تنها نشاندهنده مهارت شخص در رانندگی نیست بلکه نشاندهنده حماقت وشعور پایین و تازه کار وکم تجربه بودن شخص در رانندگی است.راننده واقعی به کسی گفته میشود که هم زمان درک صحیحی از وسیله نقلیه خود و شرایط جاده ای که در آن رانندگی میکند ونیز شرایط آب و هوایی منطقه داشته باشد.یک راننده با کلاس کار بالا میداند که در هر جاده ای با چه سرعت وسبکی رانندگی کند.

4)ایمنی پایین خودروهای موجود در کشور در مقایسه با کلاس جهانی.

 

اینها نظرات خسرو خیری است . شما دوست عزیز اگر پیشنهاد یا انتقادی دارید در قسمت نظرات مطرح کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 12:0  توسط خسرو خیری  | 

دوست پدرم از آمریکا اومده بود.میگفت مردم آمریکا خیلی سادن و هر چی که بهشون میگی باور میکنن!!!من تو دلم بهش گفتم مردم آمریکا ساده نیستن بلکه صادقن .اونجا کسی به کس دیگه دروغ نمیگه و برای همینه که مردمش به هم اعتماد دارن و حرفهای همو باور میکنن.مثل ما نیستن که هزار جور شیله پیله تو کارشون باشه و به هم بی اعتماد باشن.واقعا صداقت  صفت ارزشمندی برای انسانه.شایدم یکی از دلایل پیشرفت اونها و پسرفت روز افزون ما همین باشه!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 22:52  توسط خسرو خیری  | 

آدم نمیدونه سرشو به کدوم دیوار بزنه!!!!

هنوز سریال نرگس تموم نشده ده ساعت براش نقد و پشت صحنه و روی صحنه و زیر صحنه ساختن.

من نمیدونم چه حسی به این سیروس مقدم دست داده که خودشو از مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا وجیم جارموش واستیون اسپیلبرگ بالاتر میدونه!!!"کار ما اثر هنری و..."

لازم میدونم چند تا از ضعف های اساسی سریال نرگس رو یاد آوری کنم:

1)ضعف بسیار زیاد در شخصیت پردازی:برای نمونه معلوم نیست تو این سریال کی نقش مثبته کی نقش منفی!!زهره تو چند قسمت مثبته تو چند قسمت منفی ودنبال پول و منافع مادی باباش!!همینطور مجید اصلا معلوم نیست که میخواد حال شوکتو بگیره یا بخاطر مغازه بهش حال بده!بهروز بالاخره خوبه یا بد !اصلا شخصیت نسرین بطور مشخص تعریف نشده!!ووو.....

2)سناریوی بسار ضعیف و خاله زنکی:برای نمونه چند تا مثال میزنم.آخه آقای شوکت خلاصه بازاریه یا مافیا 1903 نیویورک !!!یعنی یک آدم بازاری اینقدر بیکاره که از صبح تا شب همه فکر و ذکرش مشغول کارای مافیایی وحالگیری از دو تا دوختر (نسرین و نرگس )باشه.یا مثلا نسرین ساعت 2 نصفه شب راه میفته تو خیابون که  کورتاژ کونه  تازه ساعت 2 شب کورتاژیه هم بازه!!!!آخه دختر با مینیبوس اونم قرمز میره لب مرز!!!

3)کارگردانی بسیار ضعیف :مثال:شرکت احسان خان و مباحثی که اونجا مطرح میشه بعنوان کار تحقیقاتی در مورد انرژی خیلی جالبه:از صبح تا شب میشینن وبا کامپیوتر ودفتر دستک ور میرن آخرش نتیجه تحقیق اینه که اگه پنجره خونه باز بشه گرما میره بیرون!!(چقدر بچگانه وعوامانه!!)یا یهو وسط ماجرای پلیسی  بحث انرژی هسته ای بصورت بسیار تابلو وناشیانه چپانده شد! یا شوکت که اینقدر زرنگه برای اینکه شقایق چیزی به نرگس نگه اونو میکشه وخودشو با اتهام قتل مواجه میکنه؟!!

4)در مورد پاسخ خانم مهرانه مهین ترابی که به خبرنگاری گفته بود :چون مردم ما خودشون میدونن جی رو ببینن پس سریال نرگس که مخاطب زیاد داره سریال خوبیه!!!!باید بگم:

-متاسفانه درصد زیادی از مردم ایران فرق برنامه بهداشت دهان ودندان و فیلمهای استنلی کوبریک را نمیدانند.البته این به علت آموزش بسیار پایین این درصد از مردم است.خانم مهرانه خیلی از مردم هنوز فرق آهنگهای  لب حوضی با آهنگهای بتهوون وموتزارت وچایکفسکی و باخ را نمی دانند.بنابر این آهنگ شهرام شبپره را بیشتر میپسندند تا آهنگ بوچلی!!!درد ما این است.

-اگر بنا بر تعداد زیاد بینندگان سریالهای رو حوضی باشد .اگر صدا و سیما بجای سریال نرگس بسیاری از سریالهای مشابه آمریکائی را پخش میکرد دیگر حتی یک نفر هم برنامه شما را از روی ناچاری نمیدید.(همانطور که مردم ناچارند آر دی و پراید رابخرند)

آن درصد از ایرانیان باشعور وآکادمیک هرگز سریال شما را تحسین نخواهند کرد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط خسرو خیری  |